از آخرین باری که اینجا را آپدیت کردم خیلی گذشته است. آنقدری که خودم هم یادم نمی آید. باید بروم و گذشته وبلاگ را چک کنم.خیلی چیزها تغییر کرده است. اولیش شاید این باشه که درسم تمام شد! بله! دفاع کردم و آن مدرک کوفتی را گرفتم و تمام! به قول بچه ها The end.. حالا باید دنبال کار باشم. اینجا کرونا همه چیز را تغییر داده. وقتی میگویم همه چیز یعنی همه چیز! حال و احوال کار پیدا کردن هم اصلا خوب نیست و من دقیقا در وسط این ماجرا درسم را تمام کردم. البته میشد دیرتر دفاع کنم و دیرتر تمام کنم که شاید این مدت بگذرد ولی خودم نخواستم. احساس کردم کاری را که باید تمام کنم بهتر است تمام کنم. در هر حال الان هی CV را میفرستم و هی ایمیل های Rejection میگیرم. پروسه خیلی خسته کننده ای شده و من هم همان آدم سابق نیستم. هم short temper شده ام و هم کمی افسرده ....هر روز صبح برای کبوترهایی که بالکن خانه ما را برای فرار از باد و باران انتخاب کرده اند تکه های نان میریزم. بعد پرده را میکشم و کمی دور تر پشت میزم می نشینم. اپلای میکنم، چایی میخورم، Reject میشوم و غذا خوردن های کبوتر ها را از پشت پرده نگاه میکنم. ترکیب عجیبی است....
برچسب:
نویسنده: روژان کاظمیان
تاريخ: جمعه
3 تير
1401 ساعت: 19:57